تبليغاتX
روزگار وصل :: روابط عمومی، اقتصاد و ادبیات...

روابط عمومی ها بنا بر ماهیت، مسئولیت ها و وظایفی که در سازمان ها بر عهده دارند اساس کارشان بر دستیابی به اطلاعات، پردازش و انتقال آن به مخاطبان به کمک روش ها و شیوه های مختلف ارتباطی است.

آن چه که در روابط عمومی یک سازمان جریان دارد، انباشت و گردش اطلاعات از سوی سازمان به مخاطب و برعکس است. در واقع روابط عمومی مانند طراحی است که رابطه بین مدیریت و مخاطبان سازمان را روی صفحه ارتباطات نقش می زند.

زمانی که متخصصان و دانشمندان این علم بر آن هستند که روابط عمومی هم هنر است و هم فن نکته قابل توجه در این است که روابط عمومی چه نقشی را قرار است روی صفحه بوم ارتباطات طرح بزنند، هر چه این طرح گیراتر، جذاب تر و قابل فهم تر باشد، هنر روابط عمومی بیشتر نمایان می شود.


ادامه مطلب


نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: چهارشنبه 26 فروردین1388 | لينك به مطلب | ساعت: 10:50 |

آرام باشید و در سکوت به صدای موسیقی برف گوش دهید. این برف دیر به شهرمان آمد ولی آمد تا به همه ثابت کند که خدایی داریم که در این نزدیکی ست... مشکل بی آبی داشتیم خوب حالا نداریم ولی نمی دانم آیا می توان بهانه ی دیگر یافت برای جریمه کردن این مردم مهربان، شاید هم مشکلی فراتر پیش رو باشد که نتوان حالا با این همه آب چه کرد؟ و آیا می توانند این همه آب را ذخیره کنند، سر و سامان دهند... خدا کند که بتوانند و مردم مهربان ما که همیشه جریمه کردن حقشان هست، دیگر جریمه نشوند...

خدای عزیزم این روزهای قشنگ کاری کرد که همه را از لاک خود بیرون آورد و از بالای آسمان فریاد کرد و گفت : امسال سال گاو است، پس نمی توانم نعمت و رحمت خودم را از شما دریغ کنم. امسال زمین و چرخش را روی شاخ گاو چرخاندم تا سال نعمت و فراوانی باشد برای مردم مومن و مهربان ایران زمین...

جاوید باد ایران و جاوید باد مردمان ایران و چقدر قشنگ است که با صدای موسیقی برف این شعر را زمزمه کنیم : پشت كاجستان برف/ برف يك دسته كلاغ/جاده يعني غربت/باد، آواز، مسافر و كمي ميل به خواب /مي نويسم و دو ديوار و چندين گنجشك/می نويسم و فضا....

در این برف زیبا از زندگی خود لذت ببرید و بد نگویید به مهتاب اگر تب دارید...

*پی نوشت: نمی دانم "برف" را جزو "آقایان" باید حساب کرد یا جزو "خانوم ها" به هر حال خانوم برف، آقای برف دوستت داریم...



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: سه شنبه 25 فروردین1388 | لينك به مطلب | ساعت: 8:38 |

وقتی نقش رسانه تنها اطلاع رسانی نیست! بلکه باید به کار هدایت و پشتیبانی، البته به صورت بی طرفانه نیز بپردازد، حالا به اعتقاد شما با یک نگاه بی طرف و تنها نگاه خودتان!...

آیا شما با در نظر گرفتن تعطیلات زمستانی و نهادینه کردن مسافرت های مردم موافق هستید یا خیر؟



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: یکشنبه 23 فروردین1388 | لينك به مطلب | ساعت: 15:24 |

مهدیه خواهر نامهربانم که زمانی خیلی مهربان بودی... "سلام"

می دانم که نامردی روزگار چهره ات را پژمرده کرده است اما من هم از این روزگار زخم خورده ام!

می دانم از من دلخوری اما من هم از تو دلخورم!

می دانم از من ناراحتی من هم از تو ناراحتم!

قبل ترها وقتی از هم ناراحت می شدیم باکی نبود و کمتر همدیگر را تحمل می کردیم.

ولی امروز بیشتر از هم توقع داریم و کمتر با هم مهربان هستیم.


ادامه مطلب


نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: دوشنبه 17 فروردین1388 | لينك به مطلب | ساعت: 12:34 |

وقتی آخرین ققنوس آواز خود را سر می دهد، زندگی در پس پرده دیگر آغاز می شود.

زمستان سرد و بی روح که می رود جایش را به بهار و طراوت می بخشد و این تنها یکی از شگفتی های خداوند لطیف و سبحان است.

دنیای پر زرق و برق طبیعت گویی یک جاده طولانی است که انتهای دیگر آن زندگی ست. زندگی دنیوی در نظر نیک صفتان هیچ است و هیچ، گر چه آسمانی نیستند ولی تعلقی هم به زمین ندارند. سهمشان از دنیا بیش از این است ولی در تلاش سهم دیگری هستند.به خاطر بی رحمی هایی که بر آن ها وارد می شود عاشقانه در سکوت فداکاری می کنند.


ادامه مطلب


نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: شنبه 15 فروردین1388 | لينك به مطلب | ساعت: 10:4 |