این شب ها با پخش سریال هایی از اقوام و ملیت ها با موضوعی داغ، جذاب که می توان با جرات گفت جهانی و امروزی هم هست از کانال فارسی وان پخش می شود و به احتمال قوی اولین چیزی را که در ذهن هر فرد تداعی می کند هنر دوبله است.
مهم ترین ویژگی هر فیلم یا سریال تلویزیونی که می تواند ساختار خوب به داستان ببخشد و جذابیت داستان را نیز دو چندان کند و در آخر بر مخاطب بیفزاید و آن را میخکوب کند پای این صفحه جادویی، تنها تاثیر دوبله جذاب است که جهت انتقال پیام و احساس داستان نقش مهمی را ایفا می نماید.
آن زمان که خیلی از روشنفکران جامعه ایرانی که خودشان در اقلیت کاملی بسر می بردند مخالف دوبله در تلویزیون و موافق زیرنویس کردن ترجمه آن بودند، فکر این مهم را در سر می پروراندند که برای تقویت زبان بین المللی نزد ایرانیان به خصوص جوانان از تلوزیون باید آغاز کرد. البته این ایده بسیار جالب به نظر می رسید زیرا آن ها بر این عقیده بودند که درصد میانگین ایرانیان در جهت فراگیری آموزش زبان بین المللی زیر خط بی سواد قرار دارد...
ادامه مطلب
جناب آقای خسرو رفیعی/ دبیرمحترم انجمن روابط عمومی ایران
زبان و نوشته عاجزند از این فقدان...
با کمال تاسف و تاثر عمیق درگذشت جوان ناکام برادرزاده گرامیتان را تسلیت عرض می کنم و از درگاه الهی برای شادی آن مرحوم طلب مغفرت می نمایم و برای جنابعالی و خانواده محترم و برادر گرامی صبری جمیل خواستارم .
بنده را در غم از دست رفته عزیزتان شریک بدانید.
با احترام- فیروزه عسگری۸/۷/۱۳۸۸
وقتی اولین باد پاییزی از پنجره اتاقم سرک می کشه، وقتی اولین بارون پاییزی هنوز تابستون تموم نشده تگرک می شه، وقتی قدمای اول مهر پاورچین پاورچین حواسمو به کیف و کفش نو مدرسه پرت می کنه.
تازه به خودم می آم و می بینم یک سال دیگه از خاطرات دوران مدرسه دور می شم و حالا سال به سال با زنگ مهر بیدار می شم که یه گروه از دانش آموزان، فارغ التحصیل می شن و به همون اندازه یه گروه دیگه به این دنیای صادق که تنها زندگی ست وارد می شن...
و این پیر شدنمون یکی از رحمت الهی می دونم که زنگ اول مهر تنها خاطره پیر شدنمو تداعی نمی کنه بلکه یادم می اندازه این دنیای پر از شادی و علم و ارتباط هنوز هم تازه ست...
ادامه مطلب
امروز اول مهر یادآور خیلی چیزا می تونه باشه! زنگ مدرسه! هیاهوی دوران کودکی و هزار تا خاطره ی دیگه... اما امروز برای من یادآور تولد روزگار وصل... آخه این بچه کوچولو دو ساله اول مهر سال 1386 به دنیا اومد و مامان و باباشم بنده هستم...
می خواستم به مناسبت روز تولد دو سالگی روزگار وصل یه جشنی ترتیب بدم ولی متاسفانه هر روز اول مهر یه ماجرای جدید خلق می شه و خیلی خنده داره که جشنم! نمی خوام بگم به عزا ولی یه کوچولو ماتم زده می شم...
یکی، دو روزی می شه که آقای محترم دزد، از همین دزدای محترم موتور دار که معروفن به کیف قاپ زنی... موبایل بنده را در محدوده میدون کاج دزدیدند. می خواستم برم دنبالشون ولی مادر همرام بود و کلی هم ترسیده بوده و من هم پشیمون شدم. مامان می گفت : مگه دختر شوماخر شدی که می خوای واسه یه گوشی دویست تومنی دنبال این از خدا بی خبرا کنی...
ادامه مطلب


