تبليغاتX
روزگار وصل - به مخالفان و موافقان : مرا کم اما همیشه دوست داشته باش :: روابط عمومی، اقتصاد و ادبیات...

امروز وقت آن نیست که بازنده بازی کنیم. وقتی با سکوت فریاد می زنیم این نشانه ی آن است که بلوغ سیاسی ما در فرهنگ ایران زمین به اوج رسیده است. وقتی بر موج می نشنیم و نیش را نوش می کنیم بر سر دنیا آوار می شویم که هوشیار و در صحنه هستیم و خاموش نمی مانیم تا ابد. ولی باید منصفانه تر باشیم و بر اساس معیارهای صحیح همدیگر را بسنجیم تا اعلام پشیمانی نکنیم. انگ نزنیم. نامهربانی نکنیم در عین حال که مخالف و موافق هستیم در یک جبهه باشیم و از اهدافمان دور نشویم.

متهم کردن همدیگر خطرناک است و در دنیای پر حجم ارتباطات امروز محکوم است. فراموش کرده ایم که هدف همه ما مشترک است و نباید اجازه دهیم با لجبازی و تعصب و نادیده گرفتن حقوق مردم به سمتی هدایت شویم که به نفع هیچ کدام نیست. مردم چه موافق و چه مخالف مردم ایران هستند. پس چرا امروز حصاری دور هم کشیده ایم. چرا حرف های هم را نمی خواهیم بشنویم. چرا در میان مردم به اسم مردم یکی حمله می کند و یکی فرار، یکی گل می دهد و دیگری گلوله؟!...

جای نقد است میان هر دو هوادار... یکی دست بر گریبان خشونت است و دیگری در پی نقض طرف مقابل... یکی سانسور را بیشتر می کند و دیگری هنوز پاسخ اعترض به حق خود را نگرفته است. در خلوت خود بیشتر بیاندیشیم که این روزها حسابی از هم رنجیده ایم . چون هر دو به یک اندازه حق داریم. نباید اجازه بدهیم مردم در مقابل مردم قد علم کنند.

ما که امروز به تمام دنیا ثابت کرده ایم که چقدر مردم با درک و شعوری هستیم تنها در سایه تفکر، تامل، دقت، نظم و آرامش بیشتر است که می توانیم اعتراض خود را فریاد کنیم و در سایه همین راه است که می توانیم منصفانه به این معترضین پاسخ دهیم، وگرنه وای به حال همه ما که با یک حرکت نادرست کیش و مات می شویم.

این روزها نمی توان با سنگ فرش کردن خیابان ها از رنگ سرخ موج را مهار کرد. اگر این آتش بیش از این زبانه کشد خشک و تر را با هم می سوزاند. مردم مخالف و موافق آگاه هستند و خودشان می دانند که این روزها باید بیشتر و سخت تر همدیگر را در آغوش بگیرند. آن قدر خود را درگیر کرده ایم که یادمان رفته است که زندگی بال و پری دارد با وسعت عشق، یادمان رفته است که با دوستان مروت و با دشمنان مدارا، یادمان رفته است که روز مادر را مثل گذشته ها به همدیگر تبریک بگوییم. یادمان رفته است که روز پدر "میلاد مولایمان" نزدیک است. یادمان رفته است این روزها زبانمان چه در خانه و چه در محل کار و چه در اجتماع دارد آلوده به نیش می شود. یادمان رفته است تا دیروز در صف موافق و مخالف با هم خوش بودیم. یادمان رفته است که عاشق هم هستیم، عاشق ایران، عاشق مردم ایران. عاشق دموکراسی و جمهوری در ایران. یادمان رفته است که مخالف و موافق محترم هستیم و این احترام عین آزادی است عین دموکراسی است. یادمان رفته است که قرار نیست همه مثل هم باشیم. یادمان رفته است که بگوییم: چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم، خانه اش ویران باد...

و از همه مهمتر یادمان رفته است که بلند بگوییم: مرا کم اما همیشه دوست باش ...

*پی نوشت : این مطلب را تقدیم می کنم به آقای مهدی خانعلی زاده دوست گرامی



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: چهارشنبه 27 خرداد1388 | لينك به مطلب | ساعت: 9:29 |